مدير وبلاگ : علي
صفحه نخستايميلآرشيو

درباره



منوي وبلاگ


لوگوي وبلاگ من






نوشته هاي پيشين


آرشيو


آرشيو موضوعي


پيوندهاي روزانه


پيوندها


لوگوي دوستان



موسيقي وبلاگ


جستجو در وبلاگ


بازديدهاي وبلاگ


اشتراک در خبرنامه



 RSS 


HOME

 فاطمه (س) الگوست براى هه آنها ئى که مى‏خواهند انسان باشند و در جنبه رشد و حرکت در دستيابى به مقام و رتبت سر بر آسمان بسايند. اين امر از آن بابت است که فاطمه (س) زنى جامع و در بردارنده همه کمالات و مقاماتى است که آدمى مى‏تواند بدان دست پيدا کند .
اوالگوى يک زن اسلامى و نمونه مکتب اسلام در رابطه با زنان است. الگوى کار است، الگوى  تلاش است الگوى هدفدارى است، الگوى صبر و استقامت است، الگوى عشق و پرستش معبود است. همه چيز و جودش شگفت‏انگيز است تکّون جنين او، ولادتش، رشدش، تلاش و کوشش و... و همه چيز فاطمه (س) درس‏آموز است: محبتش، خشمش، مبارزه‏اش، حق خواهيش، همسر داريش، تربيت فرزندانش، عبادتش، زهد و تقوايش...
بدست آوردن آگاهى در نحوه زندگى و هدفدارى فاطمه (س) از کارهائى است که درباره آن تلاش زيادى صورت نگرفته است و اگر هم باشد در حد بيان وضع خور و خواب و استراحت و گرسنگى و فقر اوست. ضرورتى است که تصويرى داشته باشيم از ساده زيستى او، از اقناع و عزت نفس او، از فقر و اختيارش، از توجه او به دنيا بعنوان وسيله و از تلاشگرى فاطمه (س) که مصداق کامل اين آيه قرآن: انک کادح الى ربک کدحا فملاقيه. [3]
او الگوست بدان خاطر که در صحنه زندگى اين جهان را مدرسه، ميدان آن را ميدان کار و تلاش و هدفدارى و خود بعنوان قهرمان در اين ميدان قرار گرفته است. او دنيا را با همه وسعتش مدرسه و دارالتکميل ساخت و همه ساعات و دقايق آن را در کلاس آن هشيارانه گذراند.


فاطمه (ص) آن بنده‏اى است که در نزد خدا آبروئى عظيم و پردامنه پيدا مى‏کند. تا حدى که خداى به رضاى فاطمه (س) خرسند و به غضب فاطمه (س) غضبناک مى‏شود، ان الله يرضى لرضاء فاطمة و يغضب لغضبها [70] و نمونه همين سخن در آثار ديگر روايات از اهل شيعه و سنت زياد بچشم مى‏خورد. [71]
به امام صادق (ع) گفتند که برخى اين حديث را باور ندارند - آيا قابل قبول است که خداى از خشم فاطمه (س) بخشم آيد؟ امام فرمود چرا باور نمى‏داريد؟ آيا شما باور نداريد که خداى از خشم بنده مؤمن بخشم مى‏آيد؟ فاطمه (س) نيز زنى با ايمان است و طبيعى است خداى از خشمش بخشم مى‏آيد.[72]
فاطمه (س) در پيشگاه خدا و در سايه عبادت قرب و آبرو پيدا کرده و در مثال آبرومنديش اين بس که براى او مائده‏اى آسمانى نازل مى‏شد آن هم، نه يکبار و دوبار، بلکه بصورتى مکرر. رسول خدا (ص) بهمراه على مرتضى بر او وارد شدند در حاليکه هر دو بمانند فاطمه (س) گرسنه بودند. ظرف غذائى گوارا در کنار او يافتند. پرسيدند أنّى لکِ هذا؟ اين غذا از کجا پديد آمد؟ پاسخ داد من عندالله - از جانب خدا. [73]
هم چنين اين سخن از سلمان است که گفت به هنگامى که فاطمة (س) در مسجد قصد نفرين کردن کرد و غضبناک شد. ديدم ديوارهاى مسجد مى‏لرزد. و امام باقر (ع) فرمود به خدا سوگند اگر فاطمه (س) گيسو مى‏گشود و لب به نفرين باز مى‏کرد زمين اهل خود را فرو مى‏برد و يا عذاب بر مردم نازل مى‏شد و اين حقيقتى است که پيامبر (ص) به فاطمه (س) فرمود: يا فاطمه ان اله عزوجل يغضب لغضبک و يرضى لرضاک [74].
بخاظر آبرومنديش در پيشگاه خداوند فاطمه (س) داراى مقام شفاعت است، و اين سخنى است که پيامبر درباره‏اش فرموده بود: جعل الله مهر فاطمة الزهراء شفاعة المذنبين من ام ابيها [75]خداوند مهر فاطمه زهرا (س) را شفاعت گنهکاران امت پدرش قرار داد. (البته بدان شرط که لايق و در خور شفاعت گردند).
امام باقر (ع) فرمود: در قيامت کنار آتش دوزخ، براى مادر ما فاطمه (ع) جايگاهى بلند است که به منظور شفاعت و نجات دوستان مى‏ايستد و گنهکاران به دختر پيامبر پناه مى‏برند - و امام صادق (ع) هم در تأييد اين سخن فرمود معنى خير کثير همين است و او نفع بسيارى را بخاطر آبرومنديش در پيشگاه خدا متوجه امت مى‏سازد.
در اين ادعا جاى تعجب و استبعادى نيست. خداوند اين چنين مى‏کند که به بنده‏اى مقام عزت و شفاعت مى‏بخشد، بدون اينکه بنده‏اى را در آن امر مستقل و يا خود را در اين جنبه خلع يد کند. بر خلاف تصور گروهى که آن را محال مى‏دانند اين دعوى مبناى قرآنى دارد بدينگونه که:
جانها بدست خداست (الله يتوفى الانفس حين موتها) [76] ولى آن را در اختيار فرشته مرگ قرار مى‏دهد بدون اينکه آن حق را از خود سلب کند (قل يتوفيکم ملک الموت اللذى و کل بکم [77] - در امر شفاعت (قل لله الشفاعة جميعا) [78].
در عين حال به اين آيات توجه کنيد: من ذاللذى يشفع عنده الا باذنه [79] - ولا يشفعون الا لمن ارتضى. [80]


او درس زندگى را عملاً از پدرى چون پيامبر آموخت و از مادرى چون خديجه. آن گاه که خديجه از دنيا رفت پيامبر (ص) با سوده ازدواج کرد و سپس با ام سلمه - ولى امر سازندگى و رشد فاطمه (س) را خود بر عهده داشت و در تربيت، او را به مقامى رساند که‏ام سلمه گويد به خدا قسم من دخترى با ادب‏تر و داناتر از فاطمه (س) نديده‏ام. [4]
فاطمه (س) شرايط و کيفيت حيات را از پدر و مادرش ديده و مزده آنها را چشيده و نسبت به آن بينش يافته است. بدين نظر نيکو مى‏داند که در جنبه‏هاى حيات فردى و اجتماعى، در جنگ و صلح، در فشار و آرامش، در فقر و غنا چگونه موضع بگيرد. بويژه که رسول خدا (ص( مراقب است و ترک اولاى او را هم به او تذکر مى‏دهد و سعى دارد او را الگوى بى نقصى از مکتب خود بپروراند.
پيامبر لمّ امور را به فاطمه (س) ياد مى‏دهد و فاطمه (س) با شمّ خاصى که دارد از پيامبر (ص) درسها و نکته‏ها مى‏آموزد و بدين نظر فردى پخته و کار آزموده مى‏شود و بعدها خواهيم ديد که در عين کمى سن هم چون قهرمانى سالخورده در برابر شرايط ناموزون جامعه مى‏ايستد و نيک مى‏داند چگونه مبارزه کند.


آن روز که زندگى مشترک خود را با على (ع) آغاز کرد باز هم بر اساس همان فلسفه آموخته از پدر، زندگى را ادامه داد. زندگى ساده و بى دغدغه‏اى را آغاز کردند که به زيبائى همه صفاهاى روى زمين قيمت داشت. انديشه شان فراتر از حد زينت زندگى و تهيه ساز و برگ آن بود. وسايل و ابزارى تهيه کرده بودند بسيار ساده و محدود که ما قبلاً در فصل مربوط به ازدواج آنها ليستى از آنها را ارائه کرده‏ايم .
اصل را در زندگى مشترک وصول به فضايل و کسب ملکات مى‏دانستند نه آنچه را که عامه مردم بدان سرگرمى و دلخوشى دارند. خداوند دعاى پيامبر را در حين رؤيت مهريه‏شان که فرموده بود: خداوند زندگى رابهمه کسانى که چنين ساده و آسان مى‏گيرند. مبارک گرداند، اجابت کرده بود. زيرا در کنار هم احساس خوشبختى و سعادت مى‏کردند و عمرى را در امن و آسايش فکرى نسبت به هم گذراندند .
از آن گذشته چه ميمنت و مبارکى از اين فراتر که خانه‏شان خانه قدس با