آرزوها هميشه جزيي از زندگي ما انسانها بودند، بعضي بزرگ و بعضي کوچيک، بعضي دور و بعضي نزديک. آرزوهايي که بيشتر وقتها رسيدن به اونها تمام اميد به زندگي و دلخوشيهامون رو تشکيل ميده. گاهي اونقدر در يک آرزو و شوق برآورده شدنش فرو ميريم که يادمون ميره هدف اصلي زندگيمون چيه! اونقدر به يک رويا و آرزو دلخوش ميشيم که فکر مي کنيم رسيدن بهش ما رو به کمال خوشبختي ميرسونه و نرسيدن، به بدبختي و شکست !
هر چند که آرزوها و روياهايِ قشنگ خوبه، و هر چند که انسان با اميد رسيدن به آرزوها و هدف هايش زندگي مي کنه، اما اين رو هم بايد بدونيم که نبايد آرزوهامون تنها دليل و هدف زندگيمون باشند، چرا که اگه اينطور باشه، بعد از اينکه به يکي از خواسته هاي بزرگمون ، که مدتها شوق برآورده شدنش رو داشتيم، رسيديم، به طور ناگهاني و مايوس کننده ، دچار خلاء ميشيم.
خلاء در اينجا، يعني خالي شدن ناگهاني از اميد و آرزو...يه جور احساس افسردگي ، بي انگيزگي و پوچي...
چقدر خوبه که آرزوهاي زيبا داشته باشيم ، اما بهشون دلبسته نشيم و نگذاريم تمام بهونه ي زندگيمون بشن! کاش دلخوشيهامون چيزي خيلي فراتر از اين عناصر خاکي و فاني باشه، اونقدر که نه از برآورده شدنشون مست و غوطه ور در شادي بشيم و نه به خاطر برآورده نشدنشون در ياس و ناميدي فرو بريم و زندگي رو از خودمون بگيريم...
زيباترين و آبي ترين آرزوها ، تقديم به شما عزيزانم.