اگه با يه خانوم تو خيابون راه ميرفتي ، يه عده ريختن سرت ، تا جايي که تونستن نواختنت ، به جرم مفاسدت يه هفته تو حبس بودي ، بعداً معلوم بشه اون خانوم مادربزرگت بوده ... رفتي شکايت کني هيچکي دوزار دهشاهي براي حرفات ارزش قايل نشد ، گاهاً ممکنه حکم ارتدادت صادر بشه ...
اگه تو پيادهرو داشتي راه ميرفتي ، يه ماشين زد بهت ، تعجب نکني (خدا کنه طرف بيمه داشته باشه والا فرار ميکنه يا مياد پايين بعد از چند فحش آبدار و چند مشت و لگد سوار ماشينش ميشه و ميره -خيلي طبيعي-)
اگه يه ايده توپ داشتي ، اگه نابغه بودي ، اگه هنرمند بودي اما نهارت نونخشک بود و شامت بقيه نون ظهر...
اگه شب خوابيدي ، صبح بانک پارسيان رو خريدي ، شب فروختي 3برابر ، پس فردا زندان بودي ...
اگه شب زمين خريدي ، صبح ديدي زمينت رو نخواسته با ده نفر ديگه شريکي
اگه ماشين اسم نوشتي (اونم سه برابر نرخ جهاني) فردا از ماشين خبري نبود
اگه هيچي نداشتي اما فردا ميلياردر شدي ، اگه صبح صدرالاسلام بودي فردا سلمان رشدي ، اگه شب دوپينگي بودي صبح قهرمان مبارزه با استثمار
اگه...
بدون داري تو ايران زندگي ميکني ... اينجا ايران است
اي ايران ، با تمام رنجها ، با تمام زجرها ، با تمام ضعفها ، داد و بيدادها بازهم خاکت را ميبويم ، خاکت را ميبوسم. بزرگانت را ميستايم ، سر ارادت فرو ميآورم ، تو را دوست دارم...اي ايران اي مرز بيانتها ، اي سرزمين من تو را آزاد ميخواهم ، تو را آباد ميخواهم ، تو را پاس ميدارم...
خوبرويانت جاويدان ، عارفانت پاينده ، انديشمندانت ، اساطيرت ، افسانههايت ، عشقهايت همه در سينههاي ما زيست ميکنند و نمردهاند حتي اگر ما هزاران بار مرده و زنده گرديم...